432 هرتز

الآن عکس یه دستی رو دیدم که لاک فیروزه ای زده بود ، دلم خواست دختر باشم. برای منی که خیلی احساسیم پسر بودن سخته خیلی هم سخته. مثلا خیلی وقتا دلم میخواد یکی موهامو ناز کنه، بغلم کنه،اما حیف که تقدیر ما این بوده :)

دارم تصور میکنم اگه دختر بودم عاشق کی میشدم و با کی ازدواج میکردم ! گزینه های زیادی رو در نظر دارم تک تک بررسیشون میکنیم :)

خودم : راستش خودم که از خودم خیلی خوشم میاد ولی اگه از دختری خوشم نیاد اصلا نمیتونم تحملش کنم ! خیلی بستگی به احساسم داره !

عین جیم:فردی متدین هست البته کمی مرموز ، درکل عاشقش نمیتونم بشم ولی ازدواج باهاش میتونه خوشبختم کنه :)

میم نون: وای حرف میزنه فقط میخندی یعنی شاد ترین آدم رو زمین میشی ولی برای منی که به گذشته ی افراد اهمیت میدم و بدم میاد از سیستم روشن فکری ،فکر نکنم تفاهم داشته باشیم .

میم ب: خیلی عمیق هست اما جدیدا افسرده شده قبلا ها باهم کلی حرف میزدیم و برای شاد بودن هر کاری میکردیم.اما الآن نمیتونم ریسک کنم.

الف دال:خیلی مغروره ، خیلی تواناست، منظمه اما من زندگی اصولی و با برنامه رو اصلا دوست ندارم.

سین ه:از همه نظر خوبه ولی یه عیب داره که به هیچ وجه قابل تحمل نیست اونم خسیس بودنه مطمئنم کار به قتل میکشه.

...

...

...

الآن میبینم که اگه دختر بودم هم از کسی خوشم نمیومد و واقعا فرقی نمیکنه پسر باشم چه دختر در کل من آرامش ازدواج سنتی رو به هر هیجانی ترجیح میدم!

432 هرتز
۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۳ ۳ نظر

شاید امروز  دلتنگی من زیاد شده ، همیشه ترس اینو دارم بعد از رد کردن بحران های زندگیم دوباره نتونم شرایط رو مثل قبل کنم .

من بار ها توی دلم بار ها التماس یکی رو کردم اما فایده نداشت من التماستو کردم گفتم شرایطم خوب نیست تنهام نذار ، ببخش ، اشتباه کردم...همه که مثل تو نیستن بدون اشتباه ، اما باز هم مثل قبل نشد دلم میخواد حس 16 سالگیمونو رو داشته باشیم اونجا که عاشقونه باهم بودیم ....

با هم کنار خیابون به ماشین ها نگاه میکردیم تا سرویسم بیاد ، داخل سرویس کم بودی اما هر لحظه حست میکردم درست بر عکس الآن !

قبول دارم همه ی آدم ها یه روزی از هم فاصله میگیرن ولی مگه تو آدم بودی لعنتی, هیچ وقت مثل آدما نبودی باز هم میگم لطفا ازینی که هستی دور تر نشو ، تنهام نذار ، ...

پس نوشت: تو این شهر لعنتی ، خدا کمه

432 هرتز
۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۱۴ ۱ نظر

به نظرم خیلی وقتا منشا ترس ما از رخ دادن اتفاقی ، خواستن اون اتفاقه مثلا من از ارتفاع میترسم چون یه حس میل به پریدن هر چند ضعیف توی من وجود داره. از طرفی خیلی وقتا هم اتفاق بدی واسمون میوفته اگه واقع بین باشیم یه حسی توی خودمون میخواست این اتفاق بیوفته .

432 هرتز
۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۳۲ ۰ نظر

وقتی توی سالن مطالعه باشی و یکی کنارت تو پای چارم تق تق کد بزنه و صدای خالص کیبرد بیاد به طوری که دعا کنی خدایا کاری کن صدای فن کولر زیاد شه تا شاید صدای نویز از اون صدای خالص دلنشین تر باشه ! یا خدایا کاری کن که این برادر پایتون رو رها کنه یا حداقل به باگ نخوره این کلید های کیبردش ملودیک زده بشن! ولی فایده نداره که!


اینجاست که دلت میخواهد یک پایتون واقعی این کد زن را ببلعد ! ولی حیف که پایتون های واقعی در کتاب خانه دانشگاه نیستن آن ها در طبقه ی سوم دانشکده کامپیوتر در حال تولید مثل اند.


گونه های دیگری از افعی نیز در این دانشگاه زیاد هستند که اگه بخوایم دسته بندی کنیم میشه گفت؛


افعی های موجی : محل زندگی این افعی ها در دانشکده برق است و سیستم آن اینطوری است که به دور دانشجو پیچیده و به آن در طول یک ترم فشار 10 کیلو پاسکال وارد میکنند .


افعی های قدرتی : فتبارک الله از اسمشان نیز معلوم است از حجم و قدرت زیادی برخوردار هستند ولی دقت کافی ندارند (به علت خطای کوانتیزیون بالا) غالبا برای نمره دادن به صورت 4 بیتی عمل میکند !!!


افعی های هیبریدی: این ها خیلی خطرناکن پیشنهاد میشه اصلا به این ها نزدیک نشین چون اولش ظاهر مهربونی دارند ولی بعدش با پنبه سر میبرن، نیش آن ها از این لحاظ دردناک است که انتظار حمله را نداریم.


افعی خالی بند: از این افعی یه دونه فقط وجود داره البته این به این معنی نیست که در حال انقراض بلکه هر ترم قوی تر میشه.


افعی اعظم: این افعی علاقه ی زیادی به هوا فضا دارد  زهر خود را از طریق رشته جملات بی ربط به مغز شنونده وارد میکند این افعی حداقل دو دشمن واقعی دارد که یکیش منم ، ایشان در طی دو نوبت با زهر زبانش مغزمو شستشو داد من هنوز هم از آن ماجرا سر درد دارم ولی برای انتقام زنده ماندم.


بچه افعی: از قدیم گفتن آدمو سگ بگیره ولی جو نگیره ، دقیقا این ها تدریس یارانی هستند که جو گیر شده و خود افعی پنداری دارند الحق که در بسیاری مواقع نقششان را حتی بهتر از افعی اعظم انجام میدهند.

و بسیاری دیگر از گونه ها که شاید بعدا به معرفی آن ها بپردازم.

432 هرتز
۳۱ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۱ ۱ نظر

وقتی اشک بادهای سرد شمالی در شب به اینجا میرسد ، هوا را اندوه فرا میگرد و من برای مدتی دچار تحجر میشوم اما سحر ، صبح طلوع میکند و باری دیگر خورشید رنگ زرد نور خود را در شرق صفحه ی آسمان می پاشد و  در این هنگام صدای پرنده ها آسمان را می شکند با این صدا در غرب روی سطح آب رقص نوری به پا میشود....این طبیعت زمین است که همه ی غم ها را تحقیر کند و تنها سقف آسمان میتواند جان پناه غم ها میشود.

اما اینجا پشت کوه ها، راه ابر های غم انگیز ، هموار تر از گذشته شده است اینجا برای باریدن انگیزه ای نیست باران برای چه کسی بیاید وقتی اینجا گلی نیست که با آمدنش بخندد ، داروکی نیست که برایش آواز بخواند، یا سطل هایی که باید زیر ناودان خانه ها آب را قبل از گل شدن جمع کنند ، شاید درست است که همه ی تلاش آسمان ، راندن این ابر ها شده است.

ابر ها سرگردان به غرب میروند در آن طرف آب ، گویا شاد تر خواهند بود ، گرم خواهند شد ...اما همه میدانیم در آن جا باریدن اشتباه است ابر ها هر کجا باشند ، پشت همان کوه ها، خانه ی آن هاست کاش برای خانه ببارند.

432 هرتز
۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۲ ۰ نظر

در این مقطع زمانی زندگی من جوری شده که خود کاظم قلمچی هم بخواد واسم برنامه ریزی به جان خودم برنامه ش کامپایل نمیشه ! الآن میگم چرا ! 

یک تمام وقت توی شرکت کار میکنم یعنی 6 صبح پا میشم میرم در بهترین حالت 6 غروب بر میگردم ! 12 ساعت از 24 ساعت پرید حالا یه پروژه هست که باید تکمیلش کنیم ، امشب هم یه شرکتی کار پاره وقت داده ! که من فقط میخواستم از اون جا فرار کنم ! همه ی اینا به کنار امسال 240 ساعت کارآموزی هم میرم ! یعنی وضعیت خیلی قرمزه دقیقا هفت ساعت خواب آرزو شده از طرفی به دلایلی که در این مقطع زندگی من از لحاظ روحی بسیار آسیب پذیر شدم شاید یه ساعت بیکاری منو افسرده کنه و به مرگ نگاه کنم .

بیکاری خیلی هم بد نیست ولی کلی فساد همراهش میاد ! خیلی ها میگن کار نیست ولی واقعیتش کارهست اونا واقعا دنبال کار نمیرن دلشون میخواد از همون اول همه شرایط ایده آل باشه یعنی همه دوست دارن ماهی کباب شده با سبزی پلو جلوشون مهیا باشه اما به همه که نمیرسه ، ولی اونی که ماهی گیری کنه صد در صد به اون چیزی میخواد میرسه چون صفر تا صدش دست خودشه.

432 هرتز
۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۲۹ ۱ نظر
چند روز پیش با دوستم رفتیم گوشی موبایل واسش بخریم از اون جایی که دوستم خیلی حساسه که گوشیشو رو از جای معتبر بگیره رفتیم نمایندگی هواوی واقع در چهارسو ! البته به من باشه که من گوشی رو فقط بدون گارانتی و از طبقه ی 6 علاالدین میگیرم! پول اضافه که ندارم والا ! فوقش اگه خیلی نگران گوشی باشم بیمه ش میکنم... بگذریم ، رفتیم یه گوشی با باتری بسیار قوی انتخاب کردیم و خریدیم ، فروشنده گفت برید اون طرف همکارانمون واستون راه اندازی کنند ! آقا ما هم رفتیم...
همکارانشان گفتند که دو نوع آنلاک وجود داره یکی 147 تا قفل باز میشه یه نوع کپی هم هست 63 تا باز میشه اگه گوشیتونو میخواید بعد دوماه عوض کنید کپی رو بزنید اگه نه اصلیو بزنید ! قیمت اصلیش 55 تومنه قیمت کپیش 45 تومن !   آقا من گفتم این دقیقا چیکار میکنه گفت یه سری پک فرم باکس ، دیواس کُر  هست که روش نصب میکنیم چون نمایندگیش هستیم فقط ما میتونیم این کارو کنیم ! من گفتم نه ممنون ما گوشیو روت میکنیم اصلا احتیاج نداریم! یه نگاه عاقل اندر سفیه کرد گفت فکر کنم متوجه منظورم نشدی این یه چیز جداست اصلا به روت ربطی نداره! حالا کدومو میخواید اصل یا کپی ؟ توی دلم گفتم من که میدونم ایننا همش کلاه برداریه ، دوستم گفت همون ارزون تره ! من اینجا بلند گفتم هیچ کدومو نمیخوایم ! بعدش گفت محافظ چی گفتم هیچی نمیخوایم از شما بگیریم ! حیف که پول گوشیو داده بودیم وگرنه اونم نمیگرفتیم از اون جا....

خیلی بده که به خاطر هیچی دقیقا هیچی داره از مردم این همه پول میگیره... دقیقا مصداق کامل کلاهبرداریه.
حساب کنیم اگه روزی ده بار این کارو کنه میشه ماهی 30 تومن ! وای خدا اینو اون دنیا شخصا بیامرزه ! حالا کسایی که فقیر ترن یه گوشی میخرن واسه یه عمر ، خیلی حساسن روی گوشیشون که خراب نشه با اینکه وضع مالیشون خوب نیست باز هم این پولو میدنو  به جاش چند وقت شام و ناهارشونو محدود میکنن ...دیدم که میگم !

حالا اینم بگم یه بار طبقه ی دوم علاالدین بودیم گفتم این گوشی چند تومنه قیمت خوبی گفت انصافا ! بعدش گفت اگه میخوای میتونم روش پچ نصب کنم پردازنده ی 8 بیتش تبدیل میشه به 32 بیت ! آقا اینو گفت من یعنی هنگ کردم اخه اینو کجای دلم بذارم که داره 8 بیت باس رو به صورت نرم افزاری تبدیل به 32 بیت میکنه !اونم به کسی میگه که توی میکرو پروسسور ها بزرگ شده ! یعنی سامسونگ به جای پرسسور از fpga استفاده کرده ! الله اکبر.
432 هرتز
۲۸ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۷ ۱ نظر
چند وقت پیش یکیو دیدم میخواست بره خارج کشور ادامه تحصیل بده، ازش پرسیدم چطور میخوای غم غربت و دوری از خانواده رو تحمل کنی گفت هدف بزرگی دارم  درسم تموم بشه بر میگردم کشورمو میسازم همین خیلی اززششو داره ....
من واسه همین که فعلا مثل همه ی اونایی که رفتن ،هدفش پیشرفت کشوره تحسینش میکنم اما واقعیت اینه با برگشتن اونا چیزی درست نمیشه ،مشکل کشور ما ندونستن نیست بلکه نتونستن هست ! تازه طبق آمار های جهانی کشور ما توی تولید علم رتبه ی خوبی داره البته اونم به خاطر اینه علمی که تولید میکنیم به درد هیچی به جز انتشار توی مقاله ها نمیخوره ، کشور های دیگه دنبال علمی میرن که نیازشونه و از تولیدات این علم استفاده تجاری میکنن خب با این حساب کاملا مشخصه که نباید راه روزیشو با گذاشتنش توی ژورنال ها ببنده ! حالا کشور ما میاد امکانات در اختیار مردم میذاره و مردم هم بی توجه به اینکه این امکانات برای پیشرفت کشور داده شده طوری برای رفتن تصمیم میگیرن که انگار واقعا تنها نخبه های این جهان توی ایران هست و با رفتنشان به جاهای بالاتر ، میتوانند جهان را دگر گون کنند ، الله اکبر این کار  واقعا اشتباهه اخه اگر از نظر بهره هوشی بگیم کشور ما با بهره ی هوشی متوسطی هست طوری که همسایمون افغانستان نسبت به ما بهتره ! اینکه اونا مارو میخوان فقط به خاطر اینه که ما صرفا فقط تئوری خالص رو داریم و تا تونستیم روش مانور دادیم.
432 هرتز
۲۶ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۹ ۰ نظر
یه ژانری هست که هدفش نقد دیگرانه اما در عمل به توهین و تهمت زدن به دیگران میپردازه ، مثلا یه جوری از یه ورزشکار گله میکنند انگار خودشون میرفتن میتونستن جفت جفت مدال طلا بگیرن ،اخه یکی نیست بگه برادر من شما تا به حال جو و استرسی به جز آزمون خزعبل کنکور کارشناسیو تجربه کردی که انقدر ساده حرف میزنی...
البته یه بزرگی میگفت : کسی که بلد نیست انجام بده نقد میکنه !
این کارشون دقیقا مثل کار همون یه سری هاست که از خارج کشور درباره ی مسایلی داخلی جوری حرف میزنند که انگار ما تو این مملکت زندگی نمیکنیم ! تازه اگه همین ها داخل کشور بودند الآن واحد های  چاپلوسی رو جوری جفت جفت پاس کرده بودند ، که افراد در خدمت به نظام به حساب میومد حالا که توی گود نیستن ، نشستن لب گود و میگن لنگش کن !
432 هرتز
۲۶ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۷ ۰ نظر
این که آدم رو مد باشه هیچ عیبی نداره شیک پوشی خیلی هم خوبه من به شخصه از دختری خوشم میاد که پوشش رو مدی داشته باشه حالا منظور از مد  برخلاف افکار خیلی ها برهنگی نیست، از نظر من مد هم کلاس بندی داره توی کلاس با حجابش پوشش هایی هستن که الآن به دل میشینن ولی دو سال بعد یه پوشش با حجاب دیگه به دل میشینه...یا این که آدم عجیب و غریب باشه هم مشکلی نیست ولی مشکل اصلی اینه که توی ایران مد یا شکل های عجیب و غریب از روی جو گیر بودنه ، بدون هیچ فکری !
من خودم بار ها شده دیدم یه سری ها یه تصمیمی میگرن من بدون فکر همون کار اونا رو انجام میدم چون خیلی وقتا ها شجاعت حرکت به سمت دیگه رو ندارم ترجیح میدم همراه بقیه اشتباه کنم تا تنها نباشم ! مثلا جو افتاده بود یه واحدیو برداریم اون واحد به دردم نمیخورد چون همه داشتن میگرفتن من گرفتم  یا مثلا جو یه نوع لباس میوفته آقا همه حمله میکنن به سمت اون لباسا طوری میشه که کسی اونارو نپوشیده فردی بسیار چیپ به حساب میاد ! خیلی ها این لباسارو بی توجه به اعتقاد های خودشون و بدون فکر کردن می پوشن که کاملا احمقانه هست، حالا نمیخوام بگم  که 90 درصد نوشته های روی لباسایی که چند وقت پیش جو ش افتاده بود غلط املایی داشتن در بعضی موارد فحش هایی به صاحبان لباس ها داشتن...
از لباس بگذریم ، جو حمله به اکانت های دیگران ، جو بازی ، جو چالش و....خیلی وقتا این جو گیر شدن به سود اونایی که از این باگ ملت ایران خبر دارن تموم شده....

432 هرتز
۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۵ ۰ نظر